ـ نام مقدس: فاطمه كبري
ـ لقب شريف: حضرت معصومه(ع)
ـ پدر بزرگوارش: حضرت موسي بن جعفر(ع)
ـ مادر گرامي اش: حضرت نجمه خاتون
ـ ولدت با سعادت: اول ذيقعده الحرام 173 هـ .
ـ محل ولادت: مدينه منوره
ـ ورود به قم: 23 ربيع المولود 201 هـ .
ـ سن مبارك: 28 سال
ـ محل عبادتش در قم: بيت النور(مدرسه ستيه، ميدان مير)
ـ پاداش زيارت: بهشت برين
ورود حضرت به قم
هنگامي كه يگانه برادر و پناهگاهش از
روي اكراه به خراسان رفت، يك سال در مدينه بودن برادر بزگي كرد، ولي كاسه صبرش
لبريز شد، تصميم گرفت به خاطر ديدار برادر، سفر دور و دراز بين مدينه و خراسان را
بپيمايد، سرانجام همراه كارواني از بستگانش، مدينه را به قصد خراسان ترك ركد، و با
يك جهان اشتياق و اميد، بلكه پس از يك سال دوري برادر و سرپرستش، به فيض زيارت او
نايل گردد، ولي مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، از اين رو
وقتي كه موكب حضرت معصومه و همراهانش به ساوه رسيد، به آن حمله كردند و جنگ سختي
درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه دراين جنگ به شهادت رسيدند، حضرت معصومه
همچون عمه اش زينب(ع) وقتي كه بدن هاي پاره پاره آنها را كه 23 تن بودند ديد، به
شدت غمگين گشته و بر اثر آن بيمار شد(و سپس روانه قم گرديد، و در قم بيماري او
ادامه يافت و پس از 16 يا 17 روز رحلت كرد.
اى دختر عقل و خواهر دين
وى گوهر دُرج عزّ و تمكين
عصمت شده پاى بند مويت
اى علم وعمل مقيم كويت
اى ميوه شاخسار توحيد
همشيره ماه ودخت خورشيد
وى گوهر تاج آدميّت
فرخنده نگين خاتميّت
شيطان به خطاب قم براندند
پس تخت تو را به قم نشاندند
كاين خانه بهشت و جاى حوّاست
ناموس خداى جايش اينجاست
اندر حرم تو عقل مات است
زين خاك كه چشمه حيات است
جسمى كه دراين زمين نهان است
جانى است كه در تن جهان است
اين ماه منير و مهر تابان
عكسى بود از قم و خراسان
يران شده نور بخش ارواح
مشكات صفت عرش و كرسى
هر كس به درت به يك اميدى است
محتاج تر از همه«وحيدى» است
تأكيد
ولي امر مسلمين جهان بر مقابله با صهيونيستها به عنوان "كافر حربي" كه در
باب احكام جهاد از بار فقهي برخوردار است، تحليلگران صهيونيست را به دلهره
انداخته است. ايشان در حكم خود از موضع ولايت امر و ولايت فقيه، اين عنوان
را "سه بار" به انحاي مختلف به كار بردهاند. وزارت خارجه رژیم صهیونیستی هم به این واژه توجه خاص کرد: +
سران بيوجدان برخي كشورهاي عربي هنور درباره برگزاري اجلاس سران عرب به توافق دست نيافتهاند. بنا
بر اظهارات عمرو موسي بر اساس منشور اتحاديه عرب موافقت 14 كشور عربي با
تشكيل اجلاس سران عرب ضروري است اما تاكنون 10 كشور از جمع 21 كشور با
تشكيل اين اجلاس به ميزباني قطر موافقت خود را اعلام كردهاند. "احمد
ابوالغيط" وزير امور خارجه مصر ديروز تأكيد كرد: برگزاري اجلاس عربي به
آمادگي خوب و تفكر دقيق نياز دارد وگرنه شكست خورده و عواقب خطيري خواهد
داشت!
فرمانده
نيروي هوايي ارتش گفت: انجام 120 سورتي پرواز در شبستر، انجام آزمايشهاي
بيسابقه، محول كردن ماموريتهاي جديد به انواع مختلف هواپيما كه قبلا
سابقه نداشت، انجام پروازهاي بلندمدت به مسافت 2 هزار كيلومتر و... نشان
ميدهد كه آمادگي ما در حد اعلا است.
- سعيد قاسمي در جمع دانشجويان متحصن در فرودگاه مهرآباد: مسئولان بايد داوطلبان را به غزه اعزام كنند سرباز كسي است كه 20 كيلومتر جلوتر از رهبر خود ميجنگد تا رهبر بتواند فرماندهي كند.
- ترس فرعون از سقوط حکومت اش؛ حكومت مبارك فرماندهان بلندپايه ارتش مصر را بازداشت كرد منابع
آگاه ديپلماتيك همزمان با اعلام خبر سكته خفيف قلبي حسني مبارك،
رئيسجمهور اعلام كردند، نيروهاي امنيتي نظامي مصر امروز شمار محدودي از
فرماندهان بلندپايه ارتش دستگير كردند.
- مهلت يك هفتهاي به دولت و مجلس براي اخراج سفير انگليس و بازپس گيري قلهك پيام
تاريخي مقتدايمان لحظه اي آراممان نمي گذارد و هر آن از ترس نزديكي به خوي
كوفيان، تنها گذارندگان امامشان خواب بر چشممان راه نمي يابد.ورود
به باغ قلهك، اهتزار پرچم فلسطين بر فراز آن و طنين زيارت عاشورا در ايام
محرم الحرام در آن محدوده اي كه اشغالگران انگليسي روزي آن را براي خود
دائمي تصور مي كردند نشان داد که تصور خام بريتانيايي ها و عده اي كه دست
به دست آنها داده اند و لبخندزنان با جك استرو و ديگر جنايتكاران انگليسي
ملاقات مي کردند اينها هيچ كدام سبب تقويت جايگاه اين رسوايان تاريخ در
خاك جمهوري اسلامي نخواهد شد. - مقصد پرواز: غزه روایت غیر رسمی از تحصن تشکل های غیر دولتی و دانشجویی در فرودگاه مهرآباد وبلاگ انگلیسی - روزنامه کارگزاران
که تیترهای اصلی خود را به موضوعات مهم تر! (انتقاد معاون رئیس جمهور از
مجلس، و دیدار تحریریه کارگزاران با آیت الله هاشمی رفسنجانی، 10 اصل صلح
-سخنرانی مجتهد شبستری در خانه عبدالله نوری-) اختصاص داده بود، امروز
اعتراضات دانشجویی را این طور بازتاب داد: در
روزهای گذشته گزارشهای متعددی درباره حمله جوانان ناشناس با مواد آتشزا
به سفارت اردن، دفتر نمایندگی مصر در تهران و فروشگاه پوشاكی «بنتون» در
سایتهای خبری منتشر شده كه در راستای اعتراض دانشجویان بسیجی به
سیاستهای سران كشورهای عرب و سكوت آنها در قبال خشونتها در غزه ارزیابی
میشود. بامداد سهشنبه حملهای به فروشگاه بنتون در تهران صورت گرفت كه
به آتشسوزی و آسیب دیدن ساختمان و كالاهای این فروشگاه منجر شد. منتقدان
ادعا میکنند که مدیر فروشگاههای عرضه منسوجات و پوشاك یك یهودی اسرائیلی
است... دور جدید تجمع و تحصن دانشجویان بسیجی در سه روز گذشته در مقابل
دفتر سازمان ملل و دفتر حافظ منافع مصر و سفارت اردن در تهران گرچه تاكنون
به درگیریهای شدیدی منجر نشده اما با نامه سرگشاده و تهدیدآمیز این
دانشجویان و حمایت آشكار فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از تسخیر
سفارتخانهها معلوم نیست چه سرانجامی یابد. این روزنامه دیروز هم بیانیه ی طیف غیرقانونی دفتر تحکیم وحدت را منتشر کرده بود که در آن حماس و جمهوری اسلامی محکوم شده بودند! عاملین
و محرکان فاجعه ی انسانی امروز در غزه دولت هایی هستند که با تجهیز طرفین
به موشک، راکت، بمب و مهمات می پردازند و رخصتی برای ایجاد اندک فضایی جهت
گفتگو و مصالحه و قطع این وضعیت نکبت بار نمی دهند. آیا تندتر کردن آتش منازعات از جیب ملت هایی نظیر ایران
و بر هم زدن معادلات به ضرر هر نوع ثبات و آرامش در مناطق بحران زده ی
فلسطین نتیجه ای جز فاجعه ی غزه می توانست داشته باشد؟... جنایات امروز
اسرائیل در غزه به شدت محکوم است اما به همان اندازه، پناه گرفتن گروه های تروریستی
در کودکستان ها و بیمارستان ها جهت حمله به طرف مقابل که موجبات بمباران و
مرگ بیشتر کودکان و غیرنظامیان را فراهم آورده نیز محکوم و حرکتی ضدبشری
است.
- انرژي آزادشده حزب الله در فضاي خلا! كار
را بايد از الان كه انگيزشها بالاست درست كرد. آقا جان! حالا مي بيني بايد
زبان بلد باشي، خب برو از فردا دنبالش! غصه نخور! غزه هنوز خون دارد!
پاسپورت نداري، خب فردا برو دنبالش! شايد دو هفته بعد به كار آمد! مي بيني
سايت فعال نداري؟ خب برو راه بينداز! مشكل اصلي اين است كه اگر فردا طريق
رفح باز بشود، بار ديگر همه اين انرژي ها مي خوابد!
نیام بر کشم امشب به سبک بدر و تبوک برادری که خموشی "فاین هم قتلوک" کجاست دست خبیثی که بست چشم تو را که چشم هم زدنی شد تو را تمام سلوک به پشت قافله گو "لا اله الا الله"
سکوت بر لب ما مانده بود یا طاعون که سر به بَرد زمین داد شاخه زیتون خمود سرد زمستان، دروغ، صلح جهان خموش موسیِ عمران و زنده شد قارون علیک "آجرک الله یا رسول الله"
به رقص با می و شمشیر، فاش با شیطان برادرم نشناختی که بود؟ ابو سفیان!! شیوخِ جیره خورِ دون و غرقِ در شهوت ببین اولئک انعام، اضل تر از اسبان دعا نما که نبیند "علی ولی الله"
برای درد دلت، واژه ها چنان کم بود که اشک و خون به هم آمد، عجیب مرهم بود به خواب رفته و سرد است جسم دلبندم گرسنگی نفسش را برید، بی غم بود عنایتی بنما یا حسن کریم الله
کسی که پشت حماس وحماسه را خم کرد و داغ کشتن هابیل را به آدم کرد سکوت کل جهان است و نیست ومازن که بند پاره شد و چون حرامیان رم کرد بیا که بت شکنی نیست یا خلیل الله
و غزّه! احمدمان نیست ورنه می آمد و ما رایتَک یا قدس "همّت و احمد" ببین که رنگ سیاست گرفته ایمان ها به جزر رفته جهاد و شکسته کشتی مَد طلوع کن ز فلسطین دوباره روح الله طلوع کن ز فلسطین دوباره روح الله
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ شنبه چهاردهم دی 1387
47 بهار از عمر پر برکت امام هشتم علیه السلام می گذشت و هنوز صدای شادِ کودکی، فضای خانه أباالحسن علیه السلام را معطّر نکرده بود و شیعیان از این موضوع در اضطراب به سر می بردند. زیرا اعتقاد داشتند که نهمین امام معصوم، فرزند امام رضا علیه السلام خواهد بود. لذا گاهی این موضوع را با حضرت در میان می گذاشتند و حضرت به آنان می فرمود: «خداوند به من پسری خواهد داد که وارث من و امام پس از من خواهد بود.»
سرانجام در دهم رجب سال 195، عالَم وجود به جمال دلربای جواد الأئمّه منوّر گشت و اضطراب شیعیان برطرف شد.
وقار و عظمت امام جواد علیه السلام:
با آنکه امام جواد علیه السلام کودکی خردسال بود که پدر بزرگوارش دیده از جهان فرو بست، ولی مظهر وقار و صاحب عزّت و اقتدار بود و هرگز دیده نشد که کارهای کودکانه و حتّی صدای قهقهه از او سر بزند. در همه حال، آرامش قلب و خضوع داشت و به کسی تُندی نمی کرد و حرف ناپسند نمی زد. در حقیقت، امام جواد علیه السلام وارث عظمت خُلق خوش پیامبر و آل پیامبر بود.
کودکی بر مَسند امامت:
گروهی خرده می گیرند که چگونه یک انسان در سنین کودکی می تواند بر مسند امامت و پیشوایی بنشیند؟ در پاسخ به این خرده گیری، باید گفت سن و سال در رسالت و مأموریت الهی پیشوایان آسمانی نقشی ندارد. بلکه به تأیید خدای متعال و خواست او، برگزیدگان الهی در هر سن و سالی به این مقام نایل می شدند. از این رو، برخی در میان سالی، برخی در در سنین بالاتر و برخی دیگر در سنین کودکی و جوانی به رهبری امّت برگزیده شده اند. حضرت یحیی در دوران کودکی به مقام رهبری نایل شد. (سوره مریم، آیه12) و همچنین وقتی حضرت مریم سلام الله علیها را مورد تهمت ناپسند قرار دادند، حضرت عیسی علیه السلام در گاهواره به اذن خدا سخن گفت و به دفاع از مادر پاکدامنش پرداخت. (سوره مریم، آیات 29 تا 31)
اینها، نمونه هایی برای پاسخ به این خرده گیری بی اساس است.
عليّ بن جعفر عليه السلام و تکریم امام جواد علیه السلام:
عالم بزرگ كليني (ره) از شخصی به نام محمد بن حسن روايت ميكند كه گفت: من در حضور «علي بن جعفر» (عموي امام رضا عليه السلام) در مدينه نشسته بودم. دوسال بود كه در مسجد رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم نزد او ميرفتم و احاديثي را كه از برادرش امام كاظم عليه السلام شنيده بود، ميفرمود و من مينوشتم. در اين هنگام ناگاه ديدم ابوجعفر (حضرت جواد عليه السلام) در سنين كودكي در مسجد رسول خدا صلي الله عليه و آله بر او وارد شد . عليّ بن جعفر با آن سن و سال تا حضرت جواد عليه السلام را ديد، شتابان برخاست با پاي برهنه و بدون ردا، به سوي حضرت جواد عليه السلام رفت و دست او را بوسيد و احترام شايان به او نمود. حضرت جواد عليه السلام به او فرمود: «اي عمو! بنشين، خدا تو را رحمت كند.» علي بن جعفر عرضه داشت: اي آقاي من! چگونه بنشينم در حالیکه تو ايستادهاي؟
هنگامي كه علي بن جعفر عليه السلام به مجلس درس خود بازگشت، اصحاب و شاگردانش، او را سرزنش كردند و به او گفتند: «تو عموي پدر او هستي؛ در عين حال اينگونه در برابر او كوچكي ميكني و دستش را ميبوسي؟ علي بن جعفر گفت: ساكت باشيد، آنگاه ريش خود را به دست گرفت و گفت: «اگر خداوند اين ريش سفيد را شايسته امامت ندانست و اين نوجوان را شايسته دانست و به او چنین مقامي داد، من فضيلت او را انكار كنم؟ پناه به خدا از سخن شما، من بنده او هستم.»
غروب غم انگیز:
در این غروب غم انگیز پایان ذی القعده، چشمان همیشه دریاییِ تو، بر این دنیای فانی بسته شد و عالمیان از نعمت وجود گرانقدرت بی بهره شدند. در تابش مهتاب گونة ماه، بارش اشک ستارگان را در سوگ او می بینیم که ترجمان عشق است از برای دلهای همیشه عاشقمان و این غروب غم انگیز، زخمهای دلِ خستة مان را تازه می کند در فراق علیّ بن موسی و موسی بن جعفر. آنان به شوق دیدار تو، صحن آسمان را آذین بسته اند تا تو را در کنار خویش بپذیرند و تو در آغوش ریحانة پیامبر، از رازهای نهفته و نگفته بگویی؛ از همسر جفا پیشه ات که چشمان دنیایی اش، جویبار شبنم سحرگاهی را به هنگام مناجاتت ندید و نشناخت. جواد اهل بیتیّ و جوان اهل بیت؛ تنها بیست و پنچ بهارِ دنیا از شمیم دل انگیز وجودت بهره گرفت؛ دنیا برای تو کوچک بود...
برخی از سخنان امام جواد علیه السلام:
* کسی که با اتّکا به خدا روی نیاز از مردم بگرداند، مردم به او نیازمند می شوند و کسی که پرهیزگاری پیشه سازد، محبوب مردمان می شود.
* آنکه به غیر خدا امید ببندد، خداوند او را به همان کس وا می گذارد و آنکه بدون علم و آگاهی، کاری را انجام دهد، بیش از آنکه آباد کند، خراب می سازد.
* اعتماد به خداوند، بهای هر کالای گرانبها و نردبانِ رسیدن به هر مکان بلند است.
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ شنبه نهم آذر 1387
هر چند شفاعت کبری مخصوص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و بعد از او در اختیار امامان معصوم (علیهم السلام) میباشد اما در بین صالحان و اولیاء الهی و امامزادگان حضرت معصومه(علیهاالسلام) نیز دارای مقام شفاعت است و میتواند در حق شیعیان خویش شفاعت نماید.
امام صادق علیه السلام فرمود: «الا انّ قم کوفتنا الصّغیرةُ الا انّ للجنّة ثمانیة ابواب ثلاثٌ فیها الی قم تُقبضُ فیها امرأةٌ هی من ولدی، اسمها فاطمة بنت موسی تدْخُلُ بِشفاعتها شیعتی الْجنّة باجمعهم(1)؛قم، کوفه کوچک است. برای بهشت، هشت در است که سه در آن به سوی قم است. زنی در قم وفات میکند که از اولاد من است و نامش فاطمه دختر موسی بن جعفر است در روز قیامت با شفاعت او تمام شیعیان من وارد بهشت میشوند.»
در زیارتنامه آن حضرت میخوانیم: «یا فاطمة اشفعی لی فی الجنّة(2)؛ ای فاطمه (معصومه) مرا در داخل شدن به بهشت شفاعت کن.»
«فانّ لک عندالله شأناً من الشّأن(3)؛ (این که ما از تو شفاعت طلب میکنیم به خاطر این است که) تو در محضر الهی شأن و منزلت وصف ناپذیری داری.»
پینوشتها:
1- بحارالانوار، ج 99، ص 267، بیروت.
2- بحارالانوار، ج 99، ص 267، بیروت.
3- کریمه اهل بیت، علی اکبر مهدی پور، ص 171، تاریخ اهل بیت، ص 82.
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ جمعه دهم آبان 1387
علامه مجلسي (ره) از كتاب «تاريخ قم» نقل ميفرمايد: «يكي از صاحبان قبور بابلانيّه اُمّ محمد دختر موسي المبرقع ابن محمد بن علي الرّضا ميباشد. يعني: عبارت است از صبيّه مرضيّه موسي مبرقع، بعد از آن كه از دنيا رفت، او را در كنار فاطمه عليهاالسلام دفن نمودند.
وقتي ميمونه بنت موسي المبرقع وفات نمود، او را در نزد فاطمه دفن كردند، و بر آن دو قبر، قبّه بنا كردند.
وقتي امّ اسحاق، كنيز محمد بن موسي المبرقع وفات نمود، او را نيز كنار فاطمه دفن نمودند.
همچنين امّ حبيب، كنيز ابوعلي محمدالرضا را نيز در آنجا دفن نمودند.
و نيز بريهيّه، خواهر محمد بن موسي كه صبيّه مرضيّه موسي المبرقع است، در آنجا مدفون گرديد.
و افراد ديگر از قبور بابلانيه: زينب و امّ محمد و ميمونه (كه هر سه دختران حضرت امام محمدتقي عليهالسلام) در همانجا مدفون ميباشند.»
شيخ محمدجواد شاه عبدالعظيمي نيز در كتاب خود اينگونه آورده است كه:
هفت نفر امامزاده ديگر كه از زنان مخدّرات محترمات از نسل حضرت امام محمد تقي عليه السلام ميباشند؛ در ضريح مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام دفن شدهاند كه سه دختر از اولاد بلافصل آن حضرتاند به نامهاي: زينب و امّ محمّد، و ميمونه؛ و چهار دختر از نوادهگان آن حضرت ميباشند: بُريهيّه، امّ كلثوم، امّ حبيب، و امّ محمّد كه دختران حضرت موسي المبرقع كه پسر حضرت امام محمّد تقي عليه السلام است، در اين ضريح مطهّر مدفون ميباشند؛ كه با خود حضرت معصومه هشت نفر ميشوند؛ و دو كنيز كه يكي كنيز محمّد بن موسي المبرقع، و يكي ديگر كنيز احمد بن موسي است نيز در اين بقعه متبرّكه مدفوناند.
پس معلوم ميشود كه در جوار ضريح مطهّره و قبّه منوّره، نه نفر از بانوان مدفون ميباشند، كه دو نفر ايشان كنيز و باقي خانم و علويّه هستند، كه سه نفر ايشان دختران حضرت جواد و چهار نفر آنها دختران موسي مبرقع ميباشند.
ماخذ:
- شرح احوال حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام و امامزادگان شهر قم، تأليف شيخ محمدجواد شاه عبدالعظيمي
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1387
درميان خواتين باجلالت و بانوان بيت رسالت و امامت، دو بانوى آسمانىاند كه از جهات گوناگون شبيه به يكديگرند و وجه شباهت و قدر مشترك بين آن دو فراوان است. آن دو بزرگوار، يكى حضرت زينب كبرى، عقيلهبنىهاشم عليهاالسّلام است و ديگرى حضرت فاطمهمعصومه سلاماللَّهعليها.
و اما وجه تشابه و جهت مشابهت و مشاركت آن دو بانوى گرانقدر الهى و آسمانى:
1- هردو سرافرازند كه دختر امام معصوم و آسمانىاند. زينب كبرى دخت بلنداختر حضرت اميرالمؤمنين، على عليه السّلام و حضرت معصومه دخت والاگهر حضرت موسىبنجعفر صلواتاللَّهعليهاوعليهماجمعين.
2- هردو بزرگوار مفتخرند كه خواهر امام معصوماند. يكى خواهر دو حجّت خدا، حسن و حسين صلواتاللَّهعليهما و ديگرى خواهر حضرت علىبنموسىالرضا عليهالصّلاةوالسّلام است.
3- هر دو بانوى خاندان وحى، افتخار دارند كه عمه امام معصوم مىباشند؛ يكى عمه امام زينالعابدين عليهالسّلام و ديگرى عمه حضرت جوادالائمه عليهالسّلام.
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ شنبه چهارم آبان 1387
به جان پاک تو ای دختر امام، سلام به هر زمان و مکان و به هر مقام،سلام
تویی که شاه خراسان بود برادر تو بر آن مقام رفیع و بر این مقام، سلام
هر کس با محبت آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم بمیرد، شهید مرده است .
"حضرت معصومه علیهاالسلام"
بیبی جان! سلام.
باز هم آمدهام، با دلی لبریز از شوق، با چشمانی در انتظار، آمدهام تا بار دیگر در آستانهات، سر ادب در خاک تواضع نهم و راز مگو را، چون سفره دل عاشقان مهجور، پیش تو بگشایم.
زمانه غریبی است. بوی غربت چیزی نیست که مشام ما آن را حس نکند.
اما ... عطر آشنایی هم وجود دارد.
اگر عدهای ولایت را همچون طعامی دیر هضم مییابند، انبوهی عظیم نیز، آن را همچون "شراب طهور"، همچون" تسنیم" و " کوثر" میدانند و جرعه جرعه جان تشنه خود را از زلال آن سیراب میکنند.
خانم! میلیونها دل عارف و جان شیفته وجود دارد که یک لحظه حضور در رواق روشن یک "حرم" را با عمری تنفس در مکانی بدون شما اهل بیت عوض نمیکنند.
دو رکعت نماز عاشقانه در حریم "ولی خدا" را به هیچ لذت و تفریحی نمیفروشند.
وقتی یک زیارت با معرفت، برابر با هزار حج و عمره مقبول است، کدام سرمایه گذاری است که نخواهد به سودآوری و بهرهوری این تجارت معنوی برسد؟
بانوی نجیب عترت! خدا را شاکریم که طعم محبت شما را به ما چشانده است.
معصومه عصمت آموز! کریمه اهل بیت ! ما هنوز محتاجیم و نیازمند. نیاز ما به قدر کرم شماست ما را رها نکنید+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ دوشنبه بیست و نهم مهر 1387
محل رشد و نموّ و تربيت فاطمه معصومه عليهاالسلام خانداني بود که مخزن اسرار دانش الهي و منبع علم و معرفت شمرده ميشد. حضور وي در کنار پدري همچون امام موسي بن جعفر(عليهماالسلام) و برادري چون حضرت رضا عليه السلام که از علم «لدنّي» برخوردار بودند، سبب شد فاطمه معصومه(عليهاالسلام) از نظر علمي و آگاهي به مسائل ديني و معارف اسلامي اعم از احکام و اخلاق و ... در حدّ بالايي از رشد علمي برسد تا آنجا که گاهي با نبود پدر بزرگوارش به پرسشهاي ديني و فقهي شيعيان پاسخ ميداد. از جمله نقل شده است که روزي گروهي از شيعيان وارد مدينه شدند و براي حل مشکل خويش سراغ خانه موسي بن جعفر را گرفتند، کاروانيان وقتي به در خانه امام آمدند، متوجه شدند که آن حضرت به مسافرت رفته است. خستگي راه و نبود امام هفتم سخت بر کاروانيان گران آمد، ناگهان يکي از دختران آن حضرت سکوت غمبار کاروانيان را شکست و فرمود: پرسشهاي خود را به من بدهيد تا به تمام آنها پاسخ دهم. پاسخها را با دقت تمام نوشت و به کاروانيان باز گرداند. کاروانيان شگفتزده به پاسخها نگريستند و با سبک شدن بار غم و اندوهشان راه ديار خويش در پيش گرفتند. در مسير راه به امام هفتم برخوردند و داستان پاسخگويي دخترش فاطمه معصومه را بازگو نمودند و پاسخها را به او نشان دادند، حضرت لبخندي زد و سه بار فرمود: «فداها ابوها؛ پدرش فدايش باد.»
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ شنبه بیستم مهر 1387
یکی از خادمان انتظامات صحن آیینه که هفت سال است به شرف خادمی حضرت معصومه علیهاالسلام نائل شده است میگوید:
آیة الله بهجت میفرمود که گویا امام عصر(عج) را در خواب دیدند که فرمودند کسانی که به زیارت عمهام حضرت معصومه میآیند هر کدام مَلکی با آنها همراه میشود تا از زیارت برگردند.
پس قابل توجه زائران که در زیارت مراقب حفظ ادب باشند و توجه داشته باشند که به چه مکانی مشرف میشوند. مکانی که ملائک در آن جا تردد دارند.
وی در ادامه سخنانش به شفا گرفتن خود اشاره میکند که:
بیماری داشتم که باید تحت عمل جراحی قرار میگرفتم. یک شب که شب ولادت بیبی حضرت معصومه علیهاالسلام بود به حضرت متوسل شدم و خطاب به خانم عرض کردم: یا حضرت معصومه من از شما فقط یک چیز میخواهم و آن این که با شفاعت شما بیماریام بهبود یابد. پس از آن شب به پزشک مراجعه کردم و به عکسها نگاه کرد و پس از بررسی مدارک گفت که هیچ مشکلی نداری و نیاز به عمل جراحی هم نیست. این لطفی است که خانم به من داشتهاند.
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ دوشنبه پانزدهم مهر 1387
جناب آقای جواد نیافر پانزده سال است که توفیق خدمتگزاری در حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام را دارند. که اکنون در بخش نذورات مشغول خدمتگزاری است. پای صحبتهای ایشان مینشینم.
- از تأثیرات حضرت بر زندگی شخصیتان بفرمایید؟
از وقتی که خادم حضرت شدم هم از جهت مادی و هم معنوی رشد داشتهام و تاثیرات توجه حضرت را بر زندگی مادی و معنویام دیدهام. اگر خطایی انجام بدهم حضرت به گونهای به من گوشزد میدهند که متوجه اشتباهم بشوم. میدانم که ایشان ناظر بر تمام اعمال ما اعم از کوچک و بزرگ هستند. من هر وقت در زندگی مشکل خاصی داشتم قبل از این که به کسی رجوع کنم بلافاصله خود حضرت مشکل را به نحوی حل کردهاند.
یادم میآید که برای فرزندم در هنگام تولد مشکلی پیش آمد و من به خانم توسل کردم که پس از توسل، سریع زنگ زدند و گفتند مشکل حل شده است.
- روزی برایم اتفاقی افتاد که خیلی جالب بود. به خادمان حرم از سفرهخانه حضرت غذا میدهند. یک روز من فیش غذا را گرفتم و در جیبم نهادم و اصلا احساس گرسنگی هم نداشتم که بروم و غذا بخورم اصلاً یادم رفته بود که ناهار نخوردهام. در همین حین زائری آمد و گفت که دلم میخواهد مهمان حضرت شوم. من ناگهان یاد فیش غذایم افتادم پس، آن را به او دادم. وی پس از گرفتن فیش رفت مقابل ضریح مطهر و با حضرت صحبتی کرد و برگشت. از او پرسیدم جریان چیه؟
گفت: من وقتی به مکه رفته بودم در حین طواف یاد حضرت معصومه افتادم و آنجا به نیت ایشان یک طواف انجام دادم. وقتی آمدم حرم به خانم عرض کردم که من در مکه برایتان یک طواف انجام دادم و الان یک تبرکی از شما میخواهم که ناخودآگاه به سمت شما (خادم) آمدم.
این خادم گرامی خاطره دیگری نیز برایمان تعریف نمود که:
- روزی خانمی به اینجا رجوع کرد و گفت یک انگشتر برلیان داشتم که گم کردهام و چون یادگاری است برایم ارزش دارد. آن خانم پس از جستجوهای بسیار ناامید شده بود به او گفتم 2000 ریال نذر حضرت کن، خانم کمک میکنند.
بعد رفتیم قسمت اشیاء گمشده و نشانی از انگشتر داد و آن را بر اساس آن نشانیها تحویل گرفت و اینگونه شد که انگشترش پیدا شد و مسئلهای که در این قضیه قابل توجه است این که آن خانم مطمئن بود که انگشتر در حرم گم نشده است.
منبع:
سایت تبیان
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ سه شنبه نهم مهر 1387
آقای حسن اسدالهی حدود هشت سال است که توفیق خادمی حرم کریمه اهلبیت را یافته است . وی میگوید که از سر ناچاری و بیکاری خادم این حرم نشدهام بلکه قبل از اینجا کارهای زیادی هم داشتهام ولی آنها را رها کردم و به دعوت خود بیبی به اینجا آمدم.
ایشان میگوید:
حضرت معصومه علیهاالسلام از تمامی احوالات خادمان خود مطلع هستند و حتی میدانند که چند تا تخممرغ در یخچالشان موجود است. ایشان در قسمت دیگری از سخنان خود در مورد آرزوی خادمیش گفت:
بهترین خاطرهام از زمانی است که به من زنگ زدند و گفتند که من میتوانم در حرم خانم مشغول به خادمی شوم.
قبل از این که خادم حرم حضرت بشوم هر روز صبح برای رفتن به محل کارم، از کنار حرم میگذشتم و مقابل گنبد و بارگاه میایستادم و این رباعی را میخواندم و میگفتم خدایا میشه منم خادم حرم حضرت معصومه علیهاالسلام بشوم.
صحنی که از بهشت برین با صفاتر است صحن و سرای دختر موسی بن جعفر است
ای خوش به حال آن که به دوران زندگی خدمتگزار و خادم و دربان این در است
که الحمدالله روزی من نیز شد .
وی در ادامه در مورد برآورده شدن حاجات و شفا گرفتن زائران سخن به میان میکشد که:
خیلیها به حرم حضرت میآیند و حاجاتشان را میگیرند و بدون این که کسی بفهمد میروند. حدود دو سال پیش فرد فلجی را کنار ضریح مطهر آوردند و او شفایش را گرفت و ویلچرش را در حرم گذاشت و با پاهای خود برگشت.
خانمی که شماره کفشداری حرم امام رضا را در دست داشت
خاطره جالب دیگر ایشان این بود که:
مدتی قبل خانمی از حرم بیرون آمد و گفت که من دنبال کفشداری فلان میگردم. نگاه کردیم شمارهای که در دست دارد، شماره کفشداری حرم امام رضا علیه السلام است. گفت من صبح آمدم در حرم امام رضا علیه السلام و الان در حرم حضرت معصومه علیهاالسلام هستم و نمیدونم چه اتفاقی افتاده است؟
با حرم امام رضا علیه السلام تماس گرفتیم و نشانی کفش و شماره کفشداری را دادیم که خادمان آنجا تأیید کردند که چنین کفشی در آنجا موجود است.
از آن خانم زائر پرسیدیم چه اتفاقی رخ داده است گفت: من صبح آمدم حرم امام رضا یک لحظه خوابم برد وقتی بیدار شدم دیدم تو حرم حضرت معصومه هستم.
ما برایش بلیط و کفش تهیه کردیم و او راهی مشهد مقدس شد.
از او پرسیدیم که وقتی در کنار ضریح جوانی را میبیند که با اخلاص اشک میریزد و راز و نیاز میکند چه حسی پیدا میکند؟
او قدری تامل کرد و گفت: کناری میایستم و نظارهگرش میشوم و به حالش غبطه میخورم.
وی در پاسخ به این سوال که منشاء توجهات حضرت به خود را چه چیز میداند؟ گفت:
فقط احترام به پدر و مادر .
وقتی از وی در مورد آرزوی بزرگش که خواهان برآورده شدنش است پرسیدیم گفت:
دلم میخواهد در حرم حضرت معصومه علیهاالسلام چشمانم به جمال مهدی (عج) روشن شود. و آقا را در اینجا زیارت کنم. هر چند شاید آقا را اینجا خیلی دیده باشیم ولی نشناختهایم. دلم میخواد آقا را ببینم و بشناسم و ایشان خادمی مرا تأیید بفرمایند.
منبع:
سایت تبیان
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ چهارشنبه سوم مهر 1387
آقای جوادی خادمی است که چهارده سال است به خدمتگزاری حرم بیبی حضرت معصومه علیهاالسلام نائل آمده است .
ایشان میگوید که قبل از تشرف به خادمی حضرت معصومه علیهاالسلام در جایی کار میکردم که کارفرما خیلی مقید نبود و به حلال و حرام توجه نداشت و کارها را درست انجام نمیداد و من از این مورد خیلی ناراحت بودم و دلم میخواست از این کار نجات یابم. پس به حضرت معصومه علیهاالسلام توسل کردم پس از مدتی در عالم رویا دیدم که یک سگ دنبالم میکند و من فرار میکردم در همان حال یکباره دیدم عبایی بالا رفت و من زیر عبا رفتم.
و بعد از مدتی به عنوان خادم مشغول به خدمتگزاری در حرم خانم شدم.
منبع:
سایت تبیان
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
5. قال الامام الصادق عليه السلام: «... وَ اَهْلُ قُمَّ اَنْصارُنا...»(11)؛ «مردم قم، ياوران مايند.»
6. قال الامام الصادق عليه السلام:« ... فَالْهَرْبَ الْهَرْبَ عَنْ جَوارِهِم، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ اِلي اَيْنَ؟ قال: اِلي الْكُوفَةِ و نَواحيها، اَو اِلي قُمَّ و حَواليها، فَاِنَّ البَلاءَ مَدْفُوعٌ عَنْهُما»(12)؛ «آن هنگام كه آرامش و امنيت از ميان رفت... پس بگريزيد از همسايگي ايشان. راوي ميگويد: گفتم: فدايت گردم، به كجا بگريزيم؟ فرمودند: به كوفه و اطراف آن و به قم و حوالي آن. بلا از اين دو سرزمين برطرف گرديده است.»
7. قال الامام الصّادق عليه السلام: «تُربَةُ قُمَّ مُقدَّسَةٌ و اَهْلُها مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ؛ لا يُريدُ هُمْ جَبَّارٌ بِسُوءٍ الاَّ عُجِّلَّتْ عُقُوبَتُهُ مالَمْ يَخُونُوا اِخْوانَهُمْ... اَما اِنَّهُمْ اَنْصارُ قائِمِنا وَ دُعاةُ حَقِّنا، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ اِلي السَّماءِ وَ قالَ: اَللهُمَّ اعْصِمْهُمْ مِنْ كُلِّ فِتْنَةٍ وَ نَجِّهِمْ مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ»(13)؛ «خاك قم، مقدس است. مردم قم از مايند و ما از آنها. هيچ ستمگري به آنان قصد ستم نكند، مگر آن كه خداوند به سرعت او را عقاب فرمايد. [البته اين كرامت و بالندگي] تا آن زمان است كه به برادران خود خيانت نكنند... سپس فرمود: مردم قم، ياوران قائم مايند.
آنگاه سر مبارك را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود: خداوندا! آنان را از هر فتنهاي حفظ فرما و از هر مهلكهاي نجات بخش.»
8. قال الامام الصّادق عليه السلام: «... مَحْشَرُ النَّاسِ كُلِّهِمْ اِليَ بَيْتِ الْمَقْدِسِ اِلاَّ بُقْعَةً بِاَرْضِ الْجَبَلِ يُقالُ لَها: قُمُّ فَاِنَّهُمْ يُحاسَبُونَ في حُفَرِهِمْ و يُحْشَرُونَ مِنْ حُفَرِهِمْ اِلَي الْجَنَّةِ؛ ثُمَّ قال: أهلُ قُمَّ مغْفُورٌ لَهُمْ»(14) ؛ «جايگاه حشرِ همه مردم به سوي بيت المقدس است؛ مگر (مردم) سرزميني از بلاد جبل كه آن را قم گويند. آنان در قبرهايشان حسابرسي ميشوند و از همان جا به سوي بهشت ميروند.
سپس فرمود: مردم قم، در غفرانند و براي آنان طلب مغفرت گرديده است.»
9. «سُئِلَ عَلِيٌ عليه السلام عَنْ اَسْلَمِ الْمُدُنِ و خَيْرِ الْمَواضِعِ عِنْدَ نُزُولِ الْفِتَنِ وَ ظُهُورِ السَّيْفِ؛
فقال عليه السلام: اَسْلَمُ المَواضِعِ يَوْمَئِذٍ اَرْضُ الجَبَلِ،... فَاَسْلَمُ المَواضِعِ يَوْمَئِذٍ قَصَبَةُ قُمَّ... تِلكَ الّتِي تُسمَّي الزَّهْراءُ، بِها مَوْضِعُ قَدَمِ جَبْرَئِيلَ...(15)؛ «از امام اميرالمؤمنين عليه السلام سؤال شد: آن هنگام كه فتنهها نازل گردد و شمشيرها آشكار [و بازيگر ميدان شود، فتنهها فراگير گردد]، امنترين مكانها كجاست؟
فرمود: پس امنترين مكانها در آن روزگار سرزمين جبل است،... پس امنترين مكانها [در آن روزگار] قصبه قم است... و آن سرزمين زهرا ناميده شده و در آنجا قدمگاه جبرئيل است!
10. قال الامامُ الصّادق عليه السلام: «اِنَّ لَعَلي قُمَّ مَلَكاً رَفْرَفَ عَلَيْها بِجَناحَيْهِ، لا يُرِيدُها جَبَّارٌ بِسُوءٍ اِلاَّ اَذابَهُ اللهُ كَذَوْبِ الْمِلْحِ فِي الْماءِ!»(16)؛ «همانا فرشتهاي بالهايش را بر آسمان قم برافراشته و هر ستمگري بخواهد بر اين مردم ستمي كند، خداوند آن را ذوب كند؛ آنگونه كه نمك در آب ذوب ميگردد!»
11. عن الامام الصّادق عليه السلام: (اَنَّهُ عليه السلام اَشارَ اِلي عيسي بنِ عَبْدِاللهِ) فَقالَ: سَلامُ اللهِ عَلي اَهْلِ قُمَّ؛ يُسْقِي اللهُ بِلادَ هُمُ الغَيْثَ وَ يُنْزِلُ اللهُ عَلَيْهِمْ الْبَرَكاتِ وَ يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ؛ هُمْ اَهلُ رُكُوعٍ و سُجُودٍ وَ قِيامٍ وَ قُعُودٍ؛ هُمُ الفُقَهاءُ؛ الفُهَماءُ، هُمْ اَهْلُ الدِّرايَةِ وَالرِّوايَةِ وَ حُسْنِ الْعِبادَةِ»(17)؛
در روايتي است كه امام صادق عليه السلام [به عيسي بن عبدالله قمي اشاره كرد] سپس فرمود: سلام خدا بر مردم قم، خداوند بلادشان را از باران سيراب گرداند و بركاتش را بر آنان فرود آورد و گناهانشان را به خوبيها و حسنات تبديل فرمايد. آنان اهل ركوع و سجود و قيام و قعودند. آنان فقيه و فهيمند. آنان اهل شناخت حقايق و بيان حقايقند و عبادتشان نيكو و زيباست.»
12. عن الامام الرّضا عليه السلام: قال: «اِذا عَمَّتِ البُلْدانَ الْفِتَنُ فَعَلَيْكُمْ بِقُمَّ و حَوالِيها و نَواحِيها، فَاِنَّ البَلاءَ مَرْفُوعٌ عَنْها»(18)؛ «آنگاه كه فتنهها بر همه جا سايه افكند، بر شما باد كه به قم پناه بريد؛ همانا بلا از قم و اطرافش برداشته شده است.»
13. عَنْ الامام الصّادق عليه السلام: قال: «اِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ و انَّ لِلّرَسُولِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدينةُ وَ اِنَّ لِاَميرِالْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ و اِنَّ لَنا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ...»(19)؛ «خدا را حرمي است و آن مكه است. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را حرمي است و آن مدينه ميباشد. براي علي عليه السلام حرمي است و آن كوفه است و براي ما اهلبيت عليهم السلام حرمي است و آن شهر قم است... .»
14. قالَ اَبُوالصَّلْتِ الْهِرَوِي: «كُنْتُ عِنْدَالِّرضا عليه السلام فَدَخَلَ قَوْمٌ مِنْ اَهْلِ قُمَّ، فَسَلَّمُوا عَلَيْهِ؛ فَرَدَّ عَلَيْهِمْ و قَرَّبَهُمْ ثُمَّ قالَ لَهُمْ: مَرحَباً بِكُمْ وَ اَهْلاً! فَاَنْتُمْ شِيعَتُنا حَقّاً!»(20)؛ «محضر امام رضا عليه السلام بودم. گروهي از اهل قم بر ايشان وارد شدند؛ به امام سلام كردند. امام جواب سلامشان را داد و آنان را در كنار خود نشاند، سپس فرمود: مرحبا بر شما! خوش آمديد! شما شيعيان راستين ماييد!»
15. قال الامام الصّادق عليه السلام: «سَتَخْلُو الْكُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ و يَأْزِرُ عَنْها الْعِلْمُ كَما تَأْزِرُ الْحَيَّةُ فِي جُحْرِها؛ ثُمَّ يَظْهَرُ العِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقالُ لَها قُمُّ و تَصيرُ مَعْدِناً لِلعِلْمِ وَالفَضْلِ... فَيَجْعَلُ اللهُ قُمَّ وَ اَهْلَهُ قائِمَيْنِ مَقامَ الحُجَّةِ،... فَيَفِيضُ الْعِلْمُ مِنْهُ اِلي سائِرِ الْبِلادِ فِي الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ...»(21)؛ «كوفه به زودي از مؤمنان خالي ميشود و علم از آن جمع ميشود؛ همانگونه كه مار در لانهاش جمع ميشود! آنگاه فروغ دانش از افق شهري تجلّي كند كه آن را قم گويند و آنجا مركز دانش و فضيلت ميگردد... در اين زمان، قم و مردمش جانشينان حجت خدايند و قم، سرچشمه جوشان معارف است كه علم از آنجا به شرق و غرب عالم، جاري شود... .»
16. «رَوي بَعضُ اَصْحابِنا قال: كُنتُ عِنْدَ اَبي عَبْدِاللهِ عليه السلام جالِساً اِذْ قَرَأَ هذِهِ اْلآيَةَ: «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوليهُما بَعَثْنا عَلَيكُمْ عِباداً لَنا اُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولاً»(22) فَقُلْنا: جُعِلْتُ فِداكَ، مَنْ هؤُلاءِ؟ فَقالَ: ثَلاثَ مَراتٍ هُمْ [وَاللهِ]اَهلُ قُمَّ»(23) ؛ «يكي از اصحاب نقل كرده است: خدمت امام صادق عليه السلام نشسته بودم، امام عليه السلام اين آيه را خواند: آن هنگام كه نخستين وعده فرا رسد [بندگان] پيكارجوي خود را بر ضد شما ميانگيزيم تا شما را سخت در هم كوبند؛ تا آنجا كه براي به دست آوردن مجرمان، خانهها را جستجو كنند و اين وعدهاي قطعي است.
پس ما گفتيم: فداي شما شويم، اين بندگان پيكار جوي الهي كيانند؟
امام سه بار فرمود: به خدا سوگند آنان اهل قم خواهند بود!»
17. «عَنْ صَفْوانَ بنِ يَحْيي بَيَّاعِ السَّابُرِيِّ قال: كُنْتُ يَوْماً عِنْدَ اَبِي الْحَسَنِ عليه السلام فَجَري ذِكْرُ قُمَّ وَ اَهْلِهِ وَ مَيْلِهِمْ اِلَي الْمَهْدِيِ عليه السلام فَتَرحَّمَ عَلَيْهِمْ وَ قالَ: رَضِيَ اللهُ عَنْهُم ثُمَّ قالَ: ... وَ هُم خِيارُ شِيعَتِنا مِنْ بَيْنِ سائِرِ الْبِلادِ، خَمَّرَاللهُ تَعالي وِلايَتَنا فِي طِينَتِهِمْ»(24)؛ «صفوان بن يحيي ميگويد: خدمت ابي الحسن بودم. نام قم و مردمش به ميان آمد و عشق و علاقه آنان به مهدي(عج) مطرح شد. امام ابوالحسن براي آنان طلب رحمت كرد. آنگاه فرمود: خداوند از آنان خشنود باد... سپس فرمود: آنان بهترين دوستان و پيروان مايند. خداوند سرشت آنان را با ولايت و دوستي ما عجين ساخته است!»
18. قال الامام الصّادق عليه السلام: «اِنَّما سُمِّيَ قُمْ لاَِنَّ اَهْلَهُ يَجْتَمِعُونَ مَعَ قائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ يَقُومُونَ مَعَهُ وَ يَسْتَقِيمُونَ عَلَيْهِ وَ يَنْصُرُونَهُ»(25)؛ «قم را قم ناميدهاند؛ زيرا مردم قم بر گرد قائم آل محمد (عليهم السلام) اجتماع ميكنند و با آن حضرت قيام مينمايند و با كمال استقامت و پايداري به ياري او برميخيزند.»
19. قال الامام الكاظم عليه السلام: «رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ اِليَ الحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ، لا تُزِلِّهُمُ الرِّياحُ الْعَواصِفُ وَ لا يَمُلُّونَ مِنَ الْحَرْبِ وَ لا يَجْبُنُونَ وَ عَلَي اللهِ يَتَوَكَّلُونَ وَالْعاقِبَةُ للِمُتَّقينَ»(26)؛ «مردي از قم قيام ميكند و مردم را به سوي حق فرا ميخواند. گروهي با او همراه ميشوند كه مانند پارههاي آهن فولادينند. تندبادها و توفانهاي سخت، آنان را نلغزانند و از جنگ خسته نشوند، [شجاع و دليرند] و نميترسند، به خداوند توكل ميكنند و سرانجام، پيروزي براي پرهيزگاران است.»
20. قال الامام الصّادق عليه السلام: «... فقال اِلي الْكُوفَةِ وَ حَوالِيها و اِلي قُمَّ وَ نَواحِيها. ثُمَّ قال: فِي قُمَّ شِيعَتُنا وَ مَوالِينا...»(27)؛ [پس از يادآوري فتنههاي بني عباس، سؤال شد: در اين هنگامه سخت به كجا فرار كنيم و پناه بريم] امام صادق عليه السلام فرمود: به كوفه و حوالي آن و به شهر قم و اطراف آن پناه بريد.سپس فرمود: قم، مركز شيعيان و دوستان ما است.»
21. قال الصادق عليه السلام: «اِنَّ اللهَ اخْتارَ مِنْ جَميعِ الْبِلادِ كُوفَةَ وَ قُمَّ...»(28)؛ «همانا خداوند از ميان همه سرزمينها، قم و كوفه را برگزيد.»
22. عَنْ اَبي الْحَسَنِ الْهادِي عليه السلام قالَ: «اِنَّما سُمِّيَ قُمْ بِهِ لاَِنَّهُ لَمَّا وَصَلَتْ السَّفِينةُ اِلَيْهِ فِي طُوفانِ نُوحٍ قامَتْ وَ هُوَ قِطعَةٌ مِنْ بَيْتِ الْمَقْدِسِ»(29)؛ «همانا قم، قم ناميده شد؛ زيرا زماني كه كشتي نوح بدين مكان رسيد ايستاد و اين سرزمين، قطعهاي از بيت المقدس است.»
23. قال الامام الصّادق عليه السلام: «اِنَّ اللهَ احْتَجَّ بِالْكُوفَةِ... وَاحْتَجَّ بِبَلْدَةِ قُمَّ عَلي سائِرِ البِلادِ وَ بِاَهْلِها عَلي جَميعِ اَهْلِ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ مِنَ الْجِنِّ وَاْلاِنْسِ وَ لَمْ يَدَعِ اللهُ قُمَّ وَ اَهْلَهُ مُسْتَضْعَفاً بَلْ وَفّقَهُمْ وَ اَيَّدَهُمْ...»(30)؛ «همانا خداوند به اهل كوفه حجّت ميآورد... و همانا خداوند، حجّت ميآورد بر تمام شهرها به شهر قم و همچنين به مردم قم احتجاج ميكند به اهل مشرق و مغرب، از جن و انس و خداوند، قم و مردمش را مستضعف فكري رها نساخته؛ بلكه آنان را در پرتو توفيقات و تأييدات خويش، موفق و مؤيد گردانيده است.»
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ جمعه بیست و دوم شهریور 1387
به راستي چرا قطعهاي از خاك، «مبوء صدق» و مورد ستايش قرار مي گيرد؛ كوهي به چنان قداستي ميرسد كه خداوند به آن سوگند ياد ميكند؛ بلد طيّب و پاكيزه، بقعه مبارك و پربركت و تزيين شهري مانند مكّه به آن همه مجد و عظمت؟! اين همه تقديس و اكرام، پاسداشت چه منزلتي است؟ جز آن است كه فروغ الهي بر آن قطعه از زمين تجلّي كرده و آن را آسماني ساخته است؟
كوهي، مشرق تابش انوار حق مي گردد و خداوند موسي عليه السلام را در پرتو رسالت آسماني، لباس پيامبري ميپوشاند و آن كوه، قداستي جاودانه مييابد.
بقعهاي در اين پرتو، نورباران ميگردد و كليمي در اين مقام به نور مينشيند. نور افشاني خداوند، اين بقعه و اين سرزمين را مبارك و مقدس گردانيده و آن را مانند ستارهاي نزد ملكوتيان فروزان ساخته و در مقامي ديگر كعبه و پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) مورد تقديس و حرمت الهي گرديده است و... .
به هر روي، اين قداستها در پرتو حقايق ملكوتي است و وجود اين جلوههاي عرشي اين مكانها را مقدس ساخته است.
از اين رو «شرف المكان بالمكين» ريشه وحياني دارد. شرف آفريني الهي است كه بعضي از مكانها را - مانند پارهاي از زمانها - به پاس وقوع بعضي از حوادث لباس تقدّس ميپوشاند و الا بديهي است كه طيبعت زمان و مكان يكسان است. اجزاي اين دو، يكسان است؛ همانگونه كه قطعهاي از زمان، ظرف نزول قرآن و فرشتگان ميشود و «ليله مباركه» شكل ميگيرد، مكان نيز افقي تابان از حقايق آسماني شده و مورد تقديس الهي ميگردد.
البته دليل اين كه چرا اين قطعه از زمان، ظرف اين مظروف آسماني شد يا چرا اين قطعه از زمين به چنين شرفي نايل گرديد بر ما پوشيده است.
بر اين اساسِ وحياني است كه ائمه هدي (عليهم السلام) - كه مفسّران قرآن كريمند - به پاس بعضي از حقايق ارزشي، بعضي از مكانها را لباس شرف پوشاندهاند. از جمله اين مكانهاي مقدس، شهر قم است كه روايات اهل بيت عليهم السلام چون رودي از نور بر آن جاري شده است. وجود دهها روايت درباره قم، اين سرزمين و مردمش را مانند ستاره تابان در نگاه امامان عليهم السلام و بر آسمان جهان تشيّع، تابنده و فروزنده ساخته است.
بدون ترديد، صدور اين همه روايت با مضامين مختلف و قدسي، جاودانگي اين سامان را رقم زده است. اين رفعت و طاق بلند آسمانيِ قم و مردمش، به پاسداشت اين است كه آفاق اين شهر در گستره تاريخ اسلامي به انوار فرهنگ شيعي درخشان بوده و جلوههاي ولايي بر آسمان صافش ميدرخشيده است.
بنابراين، جا دارد كه كهكشاني از روايات، آفاق اين سرزمين مقدس را نورباران كند و عِطر سخن معصوم عليه السلام، خاك آن را سرشت بهشتي بخشد.
فروغ روايات
1. قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم: «لَمَّا اُسرِيَ بي اِلَّي السَّماءِ الرَّابِعَةِ نَظَرْتُ إلي قُبّةٍ مِنْ لُؤْلُؤٍ وَ لَها اَرْبَعةُ اَركانٍ وَ اَرْبَعَةُ اَبْوابٍ كَاَنّها مِن اِسْتَبْرَقِ اَخْضَرَ.
قُلْتُ: يا جَبْرَِئِيلُ! ما هذِهِ القُبَّةُ الَّتي لَمْ اَرَ فِي السَّماءِ الرَّابِعَةِ اَحْسَنَ مِنْها؟
فقال: حَبِيبي مُحَمَّدٌ، هذه صُورَةُ مِدينَةٍ يُقالَ لَها: قُمُّ...»(7) ؛ «در آن شب كه مرا از اين كلبه غبري برگرفتند و بر گنبد خضرا بالا بردند، در آسمان چهارم، قبّهاي فروزان را ديدم از لؤلؤ، كه براي آن چهار پايه و چهار در بود و چون استبرق سبز ميدرخشيد.
به جبرئيل گفتم: اين قبّه كه زيباتر از آن در آسمان چهارم مشاهده نكردم، چيست؟
جبرئيل گفت: حبيب من محمد، اين صورت و تمثال شهري است كه به آن گفته ميشود قم ... .»
2. قْالَ الاِمامُ الكاظم عليه السلام: «قُمُّ عُشُّ آلِ مُحَمَّدٍ و مَأوي شيعَتِهِمْ»(8)؛ «قم، آشيانه آل محمد عليهم السلام و پناهگاه شيعيان آنها است.»
3. قال الامام الرّضا عليه السلام: «اِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمانِيةُ اَبْوابٍ، و لاَِهْلِ قُمَّ واحدٌ مِنْها؛ فَطُوبي لَهُمْ؛ ثُمَّ طُوبي لَهُمْ؛ ثُمَّ طُوبي لَهُمْ»(9) ؛ «بهشت را هشت در است و يكي از آنها براي قميها است. خوشا به حالشان! پس خوشا به حالشان! پس خوشا به حالشان!»
4. قال الامام الصّادق عليه السلام: «اِذا اَصابَتْكُمْ بَلِيَّةٌ وَ عِناءٌ فَعَلَيْكُمْ بِقُمَّ، فَاِنَّهُ مَأوَي الْفاطِمِيِّينَ، و مُسْتَراحُ المُؤْمِنينَ... وَ ما اَرادَ اَحَدٌ بِقُمَّ و اَهْلَهُ سُوءً اِلاَّ اَذَلَّهُ اللهُ وَ اَبْعَدَهُ مِنْ رَحْمَتِهِ»(10)؛ «آنگاه كه بلا و گرفتاري به شما روي آورد به قم پناه بريد؛ همانا قم، پناهگاه فرزندان فاطمه عليهاالسلام و راحت سراي مؤمنان است... هر ستمگري بخواهد بر اين شهر و مردمش جفا كند خداوند او را خوار و از رحمتش دور ميسازد.»
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ شنبه شانزدهم شهریور 1387
اول ذيقعده سال 173 هجرى بود كه عالم به وجود فاطمه اى
ديگر از گلشن رسالت جلوه گر شد، تا عصمت فاطمه زهرا(س)را دوباره تجلى سازدو با فروغ
خود،اسوه بانوان جهان گردد.
حضرت فاطمه معصومه(س) دخت هفتمين امام،از زمره زنان عفيف و
پاكدامنى است كه در راه امامت و ولايت رنج هاى طاقت فرسايى
كشيد،غصه ها خورد،سختى ها و مشكلات سفر را تحمل كرد و
همچون يعقوب به اشتياق و اميد ديدار يوسف شتافت.
امام صادق(ع)پيش از ولادت كريمه آل محمد(ص)
فرمود:
خدا را حرمى است و آن مكه است،اميرمؤمنان را
حرمى است و آن كوفه است،و ما اهل بيت را حرمى است وآن قم
است.بزودى بانويى به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن شود كه
هر كس به زيارتش بشتابد،بهشت بر او واجب مى گردد.
یکی از مقامات آن حضرت که توسط امام باقر علیه السلام به آن حضرت نسبت داده شده است، کریمه اهل بیت بودن است. از مرحوم آیت الله العظمی سید محمود مرعشی نقل شده است که بسیار علاقمند بودم که به طریقی محل قبر شریف جدهام حضرت زهرا سلام الله علیها را بیابم. برای این مقصود، ختم مجرّبی انتخاب کرده و چهل شب به آن مداومت کردم، تا شاید به این طریق، از محل مرقد شریف حضرت زهرا علیهاالسلام آگاه گردم. شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان به بستر خواب رفتم در عالم خواب به محضر امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام رسیدم، امام به من فرمود: «علیک بکریمة اهل البیت؛ به دامن کریمه اهل بیت چنگ بزن.» تصور کردم که منظور امام از این جمله حضرت زهرا (علیهاالسلام) است. عرض کردم: آری قربانت گردم، من نیز ختم را برای همین گرفتم که محل شریف قبر حضرت را دقیقتر بدانم و زیارتش کنم. حضرت فرمود: منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قم است. سپس افزود: به خاطر مصالحی، خداوند اراده کرده است که قبر حضرت زهرا علیهاالسلام برای همیشه از همگان مخفی باشد. از این رو قبر حضرت معصومه تجلیگاه قبر شریف حضرت زهرا علیهاالسلام قرار داده و شکوه و عظمت مرقد حضرت را در قبر حضرت معصومه متجلّی کرده است.
مرحوم سید محمود مرعشی وقتی از خواب بر میخیزد، تصمیم میگیرد که با اعضای خانواده خود روانه قم شود و در آنجا ساکن گردند.
منابع:
جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص 617/ بحارالانوار، ج 60، ص 216، و ج 102/ مجالس المؤمنین، ج 1، ص 83، بیروت ج 57، ص 367.
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ یکشنبه سوم شهریور 1387
به انگيزه دهم ربيع الثاني، سالروز وفات حضرت معصومه سلام الله عليها
قدم بهديدگان مردماني گذاشت كه محبتشان در آينه روايات بر هيچ كس پوشيده نيست. امام ما، رضا عليهالسلام نداي "طوبي لهم" را برايشان سر داده بود،(1) و حضرت صادق عليه السلام سلام خويش و خداي خويش را قرنها پيش برايشان هديه فرستاده بود. (2)
بيش از صدسال از ورود اولين ساكنان اين سرزمين ميگذشت. اعراب اشعري در سال 83 ه .ق با هجرت از مدينه به اين سرزمين، قم را بنا كردند.(3) و بعد از گذشت سالها، دوباره بانويي از شهر پيامبر آمده بود تا احياگري كند. آمد و ماند و آفتاب مهربانيش تا ابد، دلهاي عاشقان را روشنايي خواهد بخشد.
در سال 201 ه . ق. ردّپاي خورشيد را پي گرفت و به اين سرزمين رسيد. يك سال از آن زمان كه قافلهسالار رأفت و مهرباني به تبعيد بردگان خشم و شهوت رفته بود، ميگذشت. سفري كه پايانش را پدرانش به او نويد داده بودند. او رفته بود و دلهاي فراواني به دنبال او.
و قلب قم به عشق يكي از مسافران خورشيد ميتپيد.
امام رضا عليه السلام بارها و بارها بهشت را به پاي خواهر ريخته و زائرانش را بهشتي معرفي كرده است: «هر كس او را زيارت كند، بهشت براي اوست.»
نسبش در استواري به ابراهيم خليل، در عطوفت به عيسي و در علم به موسي ميرسيد. نبوت و امامت در رگهايش جريان داشت. فرزند امام موسي بن جعفر عليهماالسلام بود و نجمه خاتون.
خواهر امام رضا عليه السلام به «معصومه» و «كريمه» ملقّب است. عرش و فرش مستمند خوان كرم اويند.
همنام بانويي از آسمانها و مام آبها و آيينهها و نامش فاطمه است، و چه فضيلتي برتر از اين كه هم دختر امام است و هم خواهر امام و هم عمه امام.
در خانداني از علم و فضيلت پرورش يافته و به حتم از بزرگان علم ميباشد. چه كسي بهتر از دختر امام، كه سخنان پدر و اجدادش را خوب فرا گيرد و به تشنگان معارف الهي برساند. از اينرو، روايات فراواني از پدرانش نقل كرده و به ما رسيده است.
امام ما، رضا عليه السلام قطعاً به وجود چنين خواهري ميبالد. خواهري كه مسير طولاني مدينه تا شهر قم را براي تجديد پيمان و ديدار او پيمود و سختيهاي راه را تحمل كرد تا داستان عشق حسين و زينب عليهماالسلام را بازخواني كند و با حضور خويش، مرهمي بر زخمهاي برادر باشد.
معصومه، پا به پاي حسينش به حكم عشق چون زينبي براي رضا جلوه ميكند!
او را غسل و كفن نمودند و تا قبرستان «بايلان» تشييع كردند. هنگام دفن بهدليل نبودن محرم، دچار مشكل شدند. قرار شد پيرمردي به نام «قادر» اين كار را انجام دهد. ناگهان دو سوار از سمت ريگزار و بيابان آمدند. پياده شدند و بر جنازه، نماز خواندند. جسم پاكش را در سردابي، كه قبلاً آماده شده بود، نهادند؛ سپس بدون سخني سوار شدند و رفتند و كسي هم آنها را نشناخت. آية الله فاضل لنكراني ميفرمودند: «بعيد نيست اين دو بزرگوار، امام معصوم باشند.»
معصومه، هر چه در توان داشت در طبق اخلاص گذاشت و نثار برادر كرد. همراهانش را در ساوه به شهادت رساندند. بانو فرمود: «مرا به قم ببريد؛ از پدرم شنيدم كه ميفرمود: شهر قم مركز شيعيان ماست.» (4)
ايشان را به طرف قم راهنمايي كردند. در قم، موسي بن خزرج، رئيس و بزرگ خاندان اشعري، زمام شتر حضرت را در دست گرفت و به منزل خود برد. خانه موسي بن خزرج، محل عبادت دختر موسي بن جعفر عليهماالسلام شد؛ بانويي كه عبادت را به اوج خود رساند و در ايام اقامت در قم، سجاده و محراب را شرمنده خويش كرد.
امام رضا عليه السلام نيز به پاس فداكاريهاي خواهر خود، مقام عصمت را به اذان خدا ارزاني او ساخت. امام رضا عليه السلام فرمود: «من زار المعصومه بقم كمن زارني؛ هر كس معصومه را در قم زيارت كند، گويي مرا زيارت كرده است.» (5)
نه اهل قم، بلكه تمامي شيعيان جهان، چشم به سفره پربركت بيبي معصومه(عليهاالسلام) دوختهاند. حضرت صادق عليه السلام مقام شفاعت را يكي از جلوات رباني نوه خود، حضرت معصومه عليهاالسلام ميداند و ميفرمايد: «تدخل بشفاعتها شيعتي الجنه باجمعهم؛ تمام شيعيان به شفاعت او وارد بهشت ميشوند.» (6)
خواهر امام رضا عليه السلام به «معصومه» و «كريمه» ملقّب است. عرش و فرش مستمند خوان كرم اويند.
همنام بانويي از آسمانها و مام آبها و آيينهها و نامش فاطمه است، و چه فضيلتي برتر از اين كه هم دختر امام است و هم خواهر امام و هم عمه امام.
يكي ديگر از ويژگيهاي بارز وجود حضرت معصومه در قم و به خصوص حضور معنوي اين بانوي بزرگ، علمي شدن اين شهر به واسطه كرامات اوست. البته اين نكته در روايتي از امام صادق عليه السلام بيان شده است: «به زودي كوفه از مؤمنان خالي شده است و همانطور كه مار در لانهاش جمع ميشود، علم از اين شهر، رخت ميبندد و سپس علم در شهري كه به آن قم ميگويند، ظاهر ميشود و آن جا معدن دانش و فضيلت ميشود.» (7)
امام رضا عليه السلام بارها و بارها بهشت را به پاي خواهر ريخته و زائرانش را بهشتي معرفي كرده است: «هر كس او را زيارت كند، بهشت براي اوست.» (8)
و يكي ديگر از نشانههاي عشق اين برادر و خواهر، زيارتنامهاي است كه عاشقان آن حضرت از زبان امام رضا عليه السلام ميخوانند.
آسمان قم در دهم (يا: دوازدهم ربيعالثاني) سال 201 هـ . ق رنگ ماتم گرفت، و بانوي آسمانها چهره در خاك كشيد.
او را غسل و كفن نمودند و تا قبرستان «بايلان» تشييع كردند. هنگام دفن بهدليل نبودن محرم، دچار مشكل شدند. قرار شد پيرمردي به نام «قادر» اين كار را انجام دهد. ناگهان دو سوار از سمت ريگزار و بيابان آمدند. پياده شدند و بر جنازه، نماز خواندند. جسم پاكش را در سردابي، كه قبلاً آماده شده بود، نهادند؛ سپس بدون سخني سوار شدند و رفتند و كسي هم آنها را نشناخت. (9)
آية الله فاضل لنكراني ميفرمودند: «بعيد نيست اين دو بزرگوار، امام معصوم باشند.»
موسي بن خزرج، سايباني از حصير و بوريا بر قبرش افكند تا زماني كه زينب، بنت الامام الجواد عليه السلام به قم آمد و قبه آجري ساخت. (10) قبّهاي كه هر روز خورشيد بر آن بوسه ميزد!
پينوشتها:
1- بحارالانوار، ج 60، ص 215.
2- همان، ص 217.
3- معجم البلدان، ج 4، ص 397.
4- بحارالانوار، ج 60، ص 214.
5- ناسخ التواريخ، ج 7، ص 337.
6- سفينة البحار، ج 2، ص 376.
7- بحارالانوار، ج60، ص213 و همان، ج102،ص 265.
8- امام رضا عليه السلام: من زارها فله الجنه.
9- تاريخ قديم قم، ص 213.
10- سفينة البحار، ج 2، ص 376.
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد 1387
هر چند عصمت در مرحله عالی، اختصاص به معصومین دارد، ولی شواهدی در دست است که نشان میدهد فاطمه معصومه (علیهاالسلام) در مرحلهای از عصمت قرار دارد، امام رضا علیه السلام آن بانو را با لقب «معصومه» یاد کرده است و فرموده است: «من زار المعصومة بقم کمن زارنی(1)؛ که نشان از پاکی و طهارت نسبی آن حضرت دارد.
در زیارت آن حضرت میخوانیم: «السلام علیک ایّتها الطّاهرة الحمیدة الکبّرة الرّشیدة التّقیّة النّقیّة المرضیّة(2)؛ سلام بر تو ای پاکیزه ستوده، ای نیکوکار رشیده، پاک و پاکیزه، ای بانوی شایسته و پسندیده.»
پینوشتها:
1- محمدعلی کانوزیان، انوار المشعشعین، ج 1، ص 211.
2- کریمه اهل بیت(ع)، مهدی پور، ص 43 ـ 45/ حضرت معصومه، فاطمه دوم، ص 139.
+نوشته شده
توسط بانوی عشق و عفاف در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1387